نزدیکان مهران مدیری درباره او چه می گویند

در آستانه شروع ویلای من
 
آنها سالهای سال است كه اطراف مهران مدیری حضور دارند. به عنوان نویسنده، دوست، بازیگر و بعضی مواقع طرفدار. وقتهایی هم هست كه این طرفداری تبدیل میشود به انتقادهای سبك و چه بسا سنگین كه البته ما از آن باخبر نیستیم.


مجله ایده آل: آنها سالهای سال است كه اطراف مهران مدیری حضور دارند. به عنوان نویسنده، دوست، بازیگر و بعضی مواقع طرفدار.

وقتهایی هم هست كه این طرفداری تبدیل میشود به انتقادهای سبك و چه بسا سنگین كه البته ما از آن باخبر نیستیم.


سیامك انصاری كه سالها بازیگر ثابت مجموعه های  مهران مدیری است به همراه «خشایار الوند» و «امیر ژوله» نویسندگان ثابت آخرین كارهای مدیری در لوكیشن «ویلای من» به سؤالات ما پاسخ دادند تا شاید زاویه تازهای از این بازیگر-كارگردان محبوب ایرانی از لا به لای حرفهایشان بیرون بزند.


این گفت و گو تا آنجا كه امكان داشت بی رودربایستی و صادقانه پیش رفت و مصاحبه شوندگان آنجایی كه نمیشد ترجیح دادند در این زمینه حرفی به زبان نیاورند.

اما در همین حد هم مغتنم و خواندنی است، شاید ما به حوالی جعبه سیاه مدیری نزدیك شده باشیم.



سیامک انصاری: چگونه با مهران مدیری آشنا شدم




سیامك انصاری:
مهران مدیری قرار بود بعد از مجموعه 77 یك سرال  شروع كند اما باز برگشت به شكل آیتمی.

من 3 روز با آنها كار كردم و دیگر نرفتم. آن موقع از نمایش های آیتمی خوشم نمی آمد البته حالا پشیمانم.

یك مصاحبه هم داشتم با مهران در برنامه طنز 80 كه مهران مدیری در آن بحث طنز و مجموعه های سال گذشته را نقد میكرد.



کار با مدیری باعث شد برای همیشه از ایران نروم



پاورچین اولین كاری بود كه با مدیری انجام دادم، در حالی كه قصد داشتم از ایران بروم.

باورتان نمی
شود اما من پشت دیوار لوكیشن پاورچین، ساعتها راه رفتم تا تصمیم بگیرم بمانم یا برای همیشه بروم و البته انتخابم ماندن بود.




یك چیز جالب هم بگویم؛ نقش سپهر در پاورچین را با بازیگران مختلفی تست زده بودند، از جمله مرحوم خسرو شكیبایی.

این پیمان قاسم
خانی بود كه مرا برای این نقش پیشنهاد داد و حتی او به من زنگ زد كه بروم با مهران صحبت كنم.

پاورچین شروع یك نوع كار بود كه قبل از آن خود مهران هم آن را تجربه نكرده بود.



چرا سیامک انصاری همیشه در کارها همراه مهران مدیری است؟

الوند: شیوه انتخاب همكار مهران مدیری خاص خودش است.

او باید بتواند با آدمهایی كه با آنها كار میكند در درجه اول دوست باشد؛ شاید سیامك بهترین بازیگر طنز نباشد.

در مدل مهران مدیری اول رفاقت مهم است و بعد كار میآید.

یك موقعیتهایی است كه مدیری پیش خودش فكر میكند فلان بازیگر با وجود آنكه كارش درجه یك است اما نمیتوان پشت صحنهاش را تحمل كرد.

برعكسش هم هست؛ كارهایی بود كه ما دوست نداشتیم بنویسیم اما چون مهران گفته انجام دادیم.

ژوله: در مورد سیامك، شناختش از طنز و هوشاش مهمترین ویژگیای است كه باعث شده، انتخاب اول مدیری باشد؛ مثلا مدیری بعد از پاورچین در همه كارهایی كه كرده فرد مورد نظرش برای نقش اول، سیامك بوده، حتی در مورد «مردهزارچهره» مهران مدیری دوست داشت سیامك انصاری «مسعود شصتچی» باشد.



الوند: اگر مدیری را فقط به عنوان كارگردان در نظر بگیریم رابطهاش با سیامك مثل رابطه كیمیایی است با وثوقی یا شكیبایی با مهرجویی؛ هر دو به عنوان كارگردان و بازیگر انگ هم هستند.

الوند: وقتی ما شروع میكنیم طرح اولیه را با مهران مطرح می‌‌كنیم؛ مثلا این یك روزنامهنگار است كه قرار است تبعید شود به ناكجاآبادی به اسم برره.

مهران می‌‌گوید اینكه سیامك است.

یا در مرد هزارچهره كه نقش اول یك آدم متوهم شهرستانی بود مهران آنجا هم سیامك را انتخاب كرد ولی این دفعه ما جلویش ایستادیم.

یعنی اگر فیالمثل سیامك به مسافرت رفته باشد، نقش سیامك را چه كسی بازی میكند؟

ژوله: خود مدیری



بهترین کار مدیری از نگاه بازیگران و نویسندگانش چه بود؟


سیامك انصاری: خدا ما را دوست داشت و دور هم جمع شدیم، همه ما با پیمان قاسمخانی.

به نظر ما اوج كار ما در شبهای «برره» بود؛ وقتی كه همه چیز سر جای خود قرار داشت.

من نمیتوانم به عنوان كسی كه در 99درصد سكانسهای شبهای برره حضور داشته از رضایتم بگویم.

از آن شكلی كه بچهها مینوشتند و مهران كارگردانی میكرد.

آدم دیگر چه میخواهد؟

رضایتی كه من در شبهای برره به دست آوردم برای خودم در حدی است كه میتوانم به آن دلخوش باشم؛ یعنی بعد از این كار میتوانستم خودم را بكشم.

الوند: به نظرم اوج كار ما مرد هزارچهره بود؛ زمانی كه شور و حال فوقالعادهای برای كار داشتیم، حال مهران هم خیلی خوب بود.


مهمترین ویژگی مهران مدیری چیست؟

  

خشایار الوند: مهمترین ویژگی مهران مدیری هوش است.

او دقیقا به وقتش متوجه میشود كه مخاطب با چه كاری ارتباط برقرار میكند و آن كار را انجام میدهد. به جز این، او كاریزمای عجیب و غریبی دارد كه توضیحدادنی نیست.

به قول حرفهایهای سینما دوربین دوستش دارد.

من قبلا هم گفتهام كه مهران اگر بنشیند و اخبار هم بگوید آن بخش خبـری پــربینندهتـرین خواهد بود.

این ویژگیها را بعضیها داشتند. از این گونه آدمهایكاریزماتیك خیلی محدود داشتیم.

درمورد هوش مهران مدیری گفتم.

این هوش در مورد انتخاب همكار هم هست.

فقط كافی است او لحظهای با یكی از بازیگرانش بنشیند تا به بهترین انتخاب برای نقش برسد.

اصلا هنرش همین است؛ بهترین بازیها را از بازیگرها گرفته و بچههایی كه با او كار كردهاند بهترین كارهایشان را با مدیری انجام دادهاند.

انگار كه فتیله دست مهران است؛ مدیری است كه میتواند جواد عزتی را تبدیل به سوپراستار كند.

این ویژگی كه تشخیص بدهی این آدم چه چیز بامزهای دارد و دقیقا از همان استفاده كنی مختص مدیری است؛ همانطور كه در نوشتن شوخیها و بحث تكنیكی هم خودش انتخاب میكند.


تنها مهران مدیری میتواند از این مخمصه رهایی یابد...

سیامك انصاری: مهران مدیری بودن، خیلی مشكل است؛ به خصوص در این فضا مهران مدیری فقط كارگردان قهوهتلخ بوده است اما هر اتفاقی افتاده یا خلفوعدهای شده، همه آن را از مدیری میخواهند یعنی بار همه مسئولیتها بر دوش اوست.

اصلا انگار تمام تماشاگران جز مدیری كس دیگری را نمیشناسند یعنی حضورش آنقدر پررنگ است كه اصلا كسی به بقیه توجه ندارد.

من خودم فراری هستم از بودن در كانون توجهات اما این سنگینی را روی مهران احساس میكنم.

ژوله: الان هر كسی كه بالا باشد. میخواهند او را بكشند پایین؛ همه حسادت و قضاوت میكنند.

قضاوتها سیاه و سفید است؛ یا با مایی یا برمایی. خیلی سخت است بتوانی جان سالم به در ببری.


کار به پلیس کشید


چرا مهران مدیری فیلم سینمایی نساخت؟

انصاری: چه لزومی هست كه بسازد؟

الوند: مهران مدیری كارگردان پلاتوست. سر قهوه تلخ در كوچه فرعیهای دارآباد میخواستیم یك سكانس از مهران و سیامك بسازیم كه كار به پلیس امنیت كشید.

ژوله: یا سكانس مترو. نمیدانید چه محشری شد. مردم آنقدر دور مهران را میگیرند و شلوغ میكنند كه نمیشود نمای بیرونی گرفت.


من فقط دوست دارم با او بازی کنم

سیامک انصاری: من بازیگر سینما نیستم و چند كاری هم كه بازی كردم به دلیل لطف دوستان بوده و بس.

نكته این است وقتی من از كاری كه دارم با این گروه انجام میدهم راضیام چرا باید مدل كارم را تغییر دهم؟

چرا من باید بروم كاری دیگر كنم و اساسا چه احتیاجی هست به این مسئله؟

برای همه ما كار كردن با مهران خیلی خیلی راحت است. علت اینكه او جمع حفظ میكند، همین است.

بچهها هم البته كار سختی در پیش دارند؛ مثلا شخصیتپردازیها و كاری كه باید دربیاید.

اما با مهران همه چیز سادهتر پیش میرود چون او خوب برخورد میكند.

ما طی كار پیشنهادهایی هم داریم و خیلی زود هم به نتیجه میرسیم؛ حقیقتا چیزی به اسم «كلكل» بین ما وجود ندارد.

ما سایه‌‌ای نداریم. همه ما جمع میشویم، یك كاری انجام میدهیم و یك نفر هم هست كه كار را هدایت میكند.

خود من اگر بخواهم كاری را انجام دهم، میدهم ولی در حال حاضر از اینی كه هستم خیلی راضیام.

نفر دوم شدن یا نشدن اصلا در اعتقادات من وجود ندارد.

به نظر من تغییر این فضا احمقانه است. ما یك تیم هستیم كه كارمان جواب میدهد؛ چرا باید عوضش كنیم؟

من بعد از این كارهایی كه كردهام، كجا میخواهم بروم، به كجا! با چه تیمی!

بیایم همه بچهها را ببرم و بگویم همین، برویم سریال بسازیم؟ این چه كاری است؟ همین كار را داریم میكنیم.


خندههای بیامان در ضبط

مهران مدیری با خندههای تو سر صحنه چه كار میكند سیامك؟

سیامك: خودش بیشتر از من میخندد. یك وقت است كه میبینی 22 نفر پشت دوربین دارند میخندند.

خندیدن من در خیلی مواقع اجتنابناپذیر است.

در همین كار قهوه تلخ در 48 ساعت اولی كه جواد عزتی و هادی كاظمی آمدند جلوی دوربین، من نمیتوانستم خودم را كنترل كنم.

بنابراین رفتم پیش مهران و گفتم نمیتوانم بازی كنم و امكان ندارد جلوی اینها ادامه دهم.

هادی وقتی حركت میكرد در استایل پیرمردی میگفت یكی از بستگان ما پیرمردی است كه وقتی راه میرود از دهانش صدای توفان درمیآید (میخندد) اینطور كه تعریف میكنم ممكن است بینمك به نظر برسد اما وقتی میرویم و در موقعیت كار قرار میگیریم و جهانگیر تو را وادار میكند كه با غلت زدن جایش را گرم كنی و در همین حین داستان هم بگویی، نمیتوانم خودم را كنترل كنم.


مدیری آیا هنوز تاثیرگذار است؟

این نظریه كه میگویند مدیری در بین 20 شخصیت مهم هنری ایران است را قبول دارید؟

الوند: ممكن است ضریب نفوذ مهران كم شده باشد اما هنوز هم وقتی می‌‌گوید كپی نكنید مردم كپی نمی‌‌كنند.

قبول دارید این نفوذ كمتر شده؟

ژوله: بدترین اتفاق تغییر رسانهای قهوه تلخ از تلویزیون به شبكه نمایش خانگی بود كه ریسك خیلی بزرگی بود.

همین توفیق قهوه تلخ را چه كس دیگری میتوانست رقم بزند؟


برخورد مهران مدیری و سیامک انصاری در خیابان با مردم

آیا مهران مدیری آدم گوشهگیری است؟

سیامك: من از این زاویه به سؤال شما نگاه نمیكنم. به نظر من كنار آمدن و هندل كردن این همه احساسات واقعا راحت نیست.

الوند: یك مثال به ذهنم رسید؛ تصور كنید سیامك انصاری با عجله بخواهد وارد بانك شود، یك نفر جلویش را بگیرد و از او سؤال كند.

سیامك آدمی است كه حتما میایستد و به آن سؤال جواب میدهد.

بعد همین سیامك یك چهارراه جلوتر ممكن است سر رانندگی با یك نفر درگیر شود و بدترین توهینها را كند اما مهران آدمی است كه نه جلوی بانك میایستد و نه درگیر میشود.

سیامك خودش است ولی مهران مجبور است خودش نباشد.


چرا مدیری با تیم ساعت خوش دیگر کار نمیکند؟!

ژوله: اینكه چرا بعضی از بازیگرهای دوره اول طنز مثل عطاران، شفیعیجم و جواد رضویان فعلا با مهران مدیری كار نمیكنند سؤال درستی نیست چون به هر حال بخش مهمی از این دوری به شرایط كاری برمیگردد.

همه این آدمها برای خودشان ژنرالی شدند و دارند كار خودشان را انجام میدهند اما به فراخور هروقت كه لازم بوده دوباره كنار هم هستند.

مثلا یك طرحی بوده كه قرار بود رضا عطاران كارش را انجام دهد؛ عطاران عقیده داشت كار را خود مهران مدیری كارگردانی كند اما مهران هم دوست داشت جلوی دوربین عطاران بایستد.


داستان فلج شدن صورت سیامک انصاری در قهوهتلخ

اگر بازیگران ممتازی كه در این سالها با مهران مدیری كار كردند در كارهای اخیر هم حضور داشتند آیا نقش شما كمرنگ نمیشد آیا اساسا این خوشایند شما نیست كه انتخاب اول مهران مدیری هستید؟

سیامك انصاری: این حرفی كه شما میزنید اصلا چیز خوبی نیست. تحمل این سختی و فشار طاقتفرساست.

سر قهوه تلخ من چند عارضه عجیب و غریب برایم به وجود آمد. نصف صورت من فلج شد.

قهوه تلخ یك ماه و نیم خوابید تا عضلات صورتم دوباره خودشان را بازسازی كنند و به حالت عادی برگردند.

چطور این اتفاق افتاد؟

به من گفتند این به دلیل ضربات باتومی است كه مهدی ناطقی به من زده.

باتومها اسفنجی بوده و در زمستان سفت شده بودند و همین باعث شد صورتم فلج شود. البته به خاطر سختی و فشار كار هم بود.


تفاوت سیامک انصاری با رضا شفیعیجم از لحاظ بازیگری

ژوله: اساسا در بازیگری كارهای طنز دو جور ایفای نقش وجود دارد؛ بعضیها اكشن كارند، بعضیها ریاكشنكار.

مثلا رضا شفیعیجم، جواد رضویان یا جواد عزتی قهوه تلخ اکشن کار هستند. اینطور بازی كردن را مردم دوست دارند و حسش را میگیرند.

بنابراین در سریالهای مهران مدیری، سیامك انصاری آن بازیگر طنز محبوب نیست ولی به دلیل جنس بازی باعث میشود اكشنكار دیده شود.

سیامك: منظور ژوله این است كه من پاس تودر می‌‌دهم.


عکس یادگاری که در تلفن همراهم است

سیامك: یكبار رفتم اداره گذرنامه، دم در یك سرباز گفت بیا با هم عكس یادگاری بیندازیم.

دوربین فوجی یكبار مصرف داشت؛ یك عكس گرفتیم و بعد من به او پیشنهاد دادم میخواهی عكس بیشتری بگیریم؟

قبول كرد و با تلفن همراه من یك عكس انداختیم.

بعد از آن خیلی مودب خداحافظی كردیم و رفتیم. من هنوز آن عكس را در گوشیام دارم اما آن دوست سرباز در آن لحظه به من نگفت كه برایش بفرستم یا ایمیلی، چیزی به من نداد؛ بنابراین عكس یادگاری من با ایشان در تاریخ ثبت شد.


چرا محمدرضا هدایتی در پروژه «ویلای من» نیست؟

 

شایعات زیادی درباره دلایل قطع همكاری بعضی بازیگرها با مهران مدیری شنیده میشود؛ مثلا بیژن بنفشهخواه در همین كار آخری.

آیا مهران مدیری خیلی مقید به وقت و نظم و این‌‌چیزهاست؟

الوند: خدا را شكر در مورد وقت هیچ مشكلی با هم نداریم چون خودش آنقدر نامنظم است كه بینظمی بقیه در آن گم است؛ مثلا تصور كنید آفیش داریم ساعت 10، بازیگر ساعت 11میآید و مهران ساعت 2. بنابراین این چیزها به چشم مهران نمیآید.

آدمهایی كه بنا به دلایلی از گروه بیرون میمانند چه؟ برخورد آنها چطور است؟

الوند: یك وقتهایی نقشی برای بعضی از رفقایمان نداریم. تعارفی این وسط نیست مثلا مهران یك بازیگر را در یك سریال مهجور تلویزیون دیده و میآید اسمش را از ما میپرسد تا به او نقش بدهد.

مثلا محمدرضا هدایتی در كار ویلای من نیست. از بحث مالیاش هم كه بگذریم بحث موقعیت هم هست؟

ژوله: این آدمها هیچ مشكلی با این مسئله ندارند. محمدرضا سر یك كار دیگر است. نوع دلخوری هم این است كه كاش ما در این كار آخری بودیم.

چون او به همه احترام میگذارد و برای همه همچنان آقای مدیری است.

تو هیچوقت صدای مهران مدیری را نمیشنوی كه دعوا كند، داد بزند و صدایش را بالا ببرد؛ مثلا وقت كات دادنها همیشه طوری رفتار میكند كه بگوید اشتباه از خودش بوده نه بازیگر و نه كسی كه صحنه را خراب میكند.


مهران مدیری در كدام مراسمها شركت میكند؟

الوند: مهران جایی نمیرود كه از او تجلیل نشود و جایزه نگیردیا تشخیص دهد كه به واسطه آن حضور بتواند مثمرثمر باشد وكمكی به مجموعهای كه در آن حضور یافته بكند ... او نمیتواند به عنوان سیاهیلشكر در جایی حاضر شود.

او بررسی میكند و بعد به اینطور مراسم میرود كه به نظر من كار خیلی درستی هم هست.

او این كار را برای شخصیت حقوقی مدیری انجام میدهد نه من و خودش.

اینهمه تعریف كردیم؛ از نكات دیگر هم بگوییم.


هشدار مهران مدیری: سیامك غرق میشی

سیامك: ما با مهران سفر زیاد رفتیم. اما یك سفر شمال خیلی خاطرهانگیز داریم كه هروقت یادم میافتد كلی با هم میخندیم.

من عاشق شنا كردن هستم، شنا در دریا.

آن مسافرت ما توام شد با توفانی بودن دریا. من ساعت 6 صبح از خواب بیدار شدم و زدم به آب.

موجهای بلندی میآمد و مهران مدام داد میزد: «سیامك برگرد، غرق میشیها، بیا از آب بیرون می‌‌خواهیم برویم شبهای برره را شروع كنیم، تو نقش اولی بیا...» و من وسط حرفهای مهران از خنده ریسه میرفتم.


ناصر حجازی سراغ مهران مدیری رامیگرفت

مهمانیای که عکس آن روی جلد مجله زندگی ایدهآل رفت،یك مجلس كاملا خصوصی بود كه در خیابان یوسفآباد تهران برگزار شد و تنی چند از فوتبالیستها و هنرمندان در آن حضور داشتند.

خود من كارم در قهوه تلخ تمام شده بود و گرفتاری خاصی نداشتم اما مهران خیلی گیر بود.

من رفتم آنجا و نشستم پیش آقای حجازی، چند دقیقه كه گذشت، گفت: آقای انصاری آقای مدیری نیامد؟

من بلافاصله از جایم بلند شدم و رفتم بیرون.

به مهران زنگ زدم او گفت: گرفتار بودم ولی دارم میآیم. من هم گفتم: آقای حجازی سراغت را میگیرد، سریع خودت را برسان.

به جز من آقای رحمتی آنجا بود و آقای حبیب كاشانی، آتیلا و چند نفر دیگر... شب خیلی خوبی بود یا بهتر بگویم شب عجیبی بود.

ما با جان و دل رفته بودیم چون مرحوم حجازی مورد علاقه همه ما بودند. كلی با هم خندیدیم و شوخی كردیم.

الان كه فكر میكنم میبینم شب وداع ما بود كه البته بیهیچ نشانهای از اتفاقات تلخ آینده و با حضور همه ما انجام شد.

از آن شب خیلی عكس داریم انگار حال ما خیلی خوب بوده، اصلا یك چیز عجیبی است.

بعد از این هم دیگر مرحوم حجازی را ندیدیم. نشد برویم بیمارستان. به هر حال خدا رحمتشان كند.

شبهای برره مثل تورنمنت بود

برخلاف چیزی كه شما فكر میكنید شبهای برره وسط کار متوقف نشد. ما 90 قسمت قرار داشتیم و فكر میكنیم 94 قسمت ساختیم.

كارمان را هم به موقع تمام كردیم. شبهای برره كار خیلی سنگینی بود.

قسمتهای اولش را در بیابان و در اوج گرما گرفتیم و بعد در شمال غرب تهران در سرما.

این كار برای من مثل یك تورنمنت بود و درصد رضایتم از این كار خیلی بالاست.

مهران هم در شبهای برره شكل تازهای از كار را پیش برد كه به نسبت پاورچین فضای بزرگتری. بازیگران بسیار بیشتر.

من در «قهوهتلخ» نقش سنگینتری داشتم ولی كارم در شبهای برره را بیشتر دوست دارم.شاید این كار را به این دلیل دوست دارم كه سختیاش برای من بیشتر بوده و كار را در ذهن ماندگارتر كرده است.


شخصیت آرام اما زیرک مهران مدیری از زبان سحر زکریا

یكی از بازیگران ثابت اكثر كاراكترهای مهران مدیری است. قطعا نظرات سحر زكریا كه در بیشتر این سالها در آثار مدیری حضور داشته درباره شخصیت او جالبتوجه است.

سالهاست كه بهترین كارهای كمدی ساخته شده به مهران مدیری تعلق دارد.

من فكر میكنم یكی از بهترین كارگردانهایی است كه كمدی و طنز را خوب میشناسد.

آقای مدیری بهراحتی گروه را راهنمایی می‌‌‌‌كند و معتقدم مهمترین ویژگی مهران مدیری هوش و زیركی اوست.

مدیری كسی است كه طنز را درست میشناسد و كار هجو نمیسازد. اصولا كارهای طنز و كمدی كه ساخته میشود بر اساس هجویات و بددهنی و دیالوگهای سخیف گفتن است.

اما آقای مدیری در كارهایش موقعیت طنز به وجود میآورد و كاراكترها چه كسانی كه تیپ تیپ میگیرند و چه افرادی كه كاراكتر طنز دارند بهدرستی در جای مناسب قرار میگیرند.

همه این مسائل باعث میشود كارگرهای متفاوتی نسبت به كارهای دیگر باشد.

كار كردن با مهران مدیری خوشایند است.

او شخصیت آرامی دارد به همین دلیل گروهی كه با او كار میكنند گروه آرامی خواهند بود.

همه اعضای گروه چون سالهاست با ایشان كار میكنند از روز اول كاریشان میدانند كه چطور باید كار كنند.

نكته ویژه كار با مهران مدیری این است كه در زمان فیلمبرداری اضطراب و تشنج كارهای دیگر وجود ندارد.

واقعیت این است كه از همكاری با آقای مدیری هیچ خاطره بدی در ذهنم باقی نمانده است جز اینكه در پروژه آخری كه با ایشان همكاری داشتم تهیهكننده دستمزدها را پرداخت نكرد.

البته این مسئله ارتباطی به شخص آقای مدیری ندارد و تهیهكننده باید جوابگو باشد.

من در اکثركارها با آقای مدیری همكاری داشتم. البته در مرد هزارچهره هم در یك مقطع كوتاه با ایشان بازی كردم به این دلیل كه سریال اپیزودیك ساخته میشد و در هر اپیزود یكسری از بازیگر بازی میكردند.

در «قهوه تلخ» تعداد بازیگرها زیاد بود و نقش اصلی و فرعی مشخص نبود.

اما در سریال «پاورچین» كه اولین كار طنزی بود كه بازی میكردم آقای مدیری خیلی من را راهنمایی میكردند و اگر كمی و كاستی از طرف من وجود داشت من را هدایت میكردند.

در كل تجربه كار كردن با مهران مدیری برایم واقعا لذتبخش است.


پدر و پسری که عاشق موسیقی هستند

 

او در كنار تمام اتفاقات موسیقایی كه برای مهران مدیری افتاد حضور در گروه داركوب فتح
باب آشنایی ماندگار او با همایون نصیری شد این اتفاق را از زبان نصیری بخوانید

به نظر من یكسری افراد مثل آقای مدیری یك خاصیت درونی دارند كه وارد هر شاخهای از هنر شوند مطمئنا تبدیل به فرد مطرحی در آن حوزه خواهند شد. مهران مدیری هم به موسیقی كلاسیك جهانی علاقه دارد و هم موسیقی ایرانی.

اطلاعات خیلی خوبی هم راجع به موسیقی كلاسیك داشته و میدانم به ساز ضربی بیشتر از سازهای دیگر علاقهمند است.

روراست است

دور هم جمع شدن اعضای گروه داركوب اتفاق ویژهای بود. بهخصوص كه مهران مدیری وسواسهای خاص خودش را دارد و معمولا به هر كسی اطمینان نمیكند به هر حال ما به دلیل صداقت ذاتی كه با هم داشتیم توانستیم همكاری خوبی را با هم شروع كنیم.

مهران مدیری هم كسی است كه همه چیزش روراست است و به اعضای گروه احترام میگذارد.فكر میكنم صداقت و همراهی مهران باعث شد با كنار هم قرار یك عده از موزیسینها و خوانندههای كاربلدی كه همه آنها به كار خود مسلطاند داركوب بتواند جایگاه خوبی پیدا كند.

مهران مدیری جنس صدای خوبی دارد

آقای مدیری صدای خیلی گرمی دارد، چون جنس صدای خوبی دارد و خیلی خوب میخواند بهخصوص كه قبلا آواز ایرانی هم كار كرده، بهراحتی میتواند روی تواناییهای خوانندگیاش سرمایهگذاری كنند.

هنر در خانواده مدیریها

پسر آقای مدیری چند سالی است كه موسیقی را به طور جدی دنبال میكند. حتی در رشته تحصیلی موسیقی ادامهتحصیل داده است. تا آنجایی كه میدانم دوست دارد حرفه اصلی كاریاش موسیقی باشد. شاید هنر در خانواده مدیریها موروثی باشد.

كنسرتمان منحل شد

تنها اتفاق ناخوشایندی كه در مدت همكاریمان با هم افتاد این بود كه چند روز قبل از برگزاری كنسرتمان در اریكه ایرانیان به دلایلی كه هیچوقت علت آن را متوجه نشدیم برگزاری اجرایمان منحل شد.

واقعا همه اعضای گروه از این اتفاق رنجیدند.غیر از این اتفاق تمام مدتی كه گروه داركوب با هم كار كردند خاطرات خوبی باقی ماند. همین الان هم دوستی خوبی با آقای مدیری داریم. او مثل یك برادر خوب به من لطف داشته و همیشه از بابت اطمینانی كه به من كرده به او مدیونم.

آلبوم بعدی مابا همان اعضای سابق

آلبوم بعدی داركوب مراحل نهاییاش را در ارشاد طی می‌‌كند. در اسفندماه هم كنسرت برگزار میكنیم و به محض اینكه مجوز آلبوم صادر شود اخبار كنسرت و آلبوم را منتشر میكنیم.


علیرضا عصار: ما عاشق صدای فرهادیم


غیر از دوستیهای خانوادگی علیرضا عصار و مهران مدیری در یك كار مشترك در كنار هم حضور داشتند اینكه مهران مدیری چه علایقی دارد را از قول علیرضا عصار بخوانید.

به نظر من یكی از خواص آقای مدیری هوش اوست و فكر میكنم اگر این هوش را برای خوانندگی به كار ببرد قطعا موفق خواهد شد.

من تن صدای مهران را دوست دارم و از شنیدن آوازهای او لذت میبرم.

یک نکته جالب این است كه من و مهران مدیری هر دو به شدت به صدای فرهاد علاقه داریم.


مهران مديري قول مي​دهد اين بار تماشاگـــــران مجموعه​اش ناراضي نباشند

سريال ويلاي من هم طبق روال ساخته‌هاي قبل مهران مديري با حضور تعداد زيادي از شخصيت‌ها پيش مي‌رود تعداد قابل توجهي از آنها را همگي مي‌شناسيم.

در آثار قبلي اين كارگردان حضور داشته‌اند اما گروهي از آنها هم چهره‌‌هاي جديدي هستند كه براي اولين‌بار مقابل دوربين قرار مي‌گيرند روال سريال‌ هم بر اساس يك داستان خانوادگي طراحي شده است كه در جريان سريال با اتفاق‌هايي كه براي هر خانواده مي‌افتد با شخصيت هر كدام از آنها از نزديك آشنا مي‌شويد.

شاید تا به حال این همه بازیگر درجه یک کنار هم جمع نشده باشند:

سیامک انصاری، برزو ارجمند، آتنه فقیه نصیری، کمند امیرسلیمانی، عارف لرستانی، الیکا عبدالرزاقی، رضا فیض نوروزی و....


مهران مديري: خیالتان راحت، این بار من همه کاره ام
!

شايد نقطه قوت مهران مديري همين‌جاست، جايي كه بي‌واسطه با دوستداران و مخاطبانش حرف مي‌زند و آنها هم غالبا اين نقش مديري را بيشتر از همه باور كردند.

توليد يك مجموعه جديد در شبكه خانگي مديري را بر آن داشته تا يك‌بار ديگر و البته مفصل‌تر با تماشاگران حرف بزند.

او البته اين بار نمي‌گويد کار را كپي نكنيد بلکه اين بار بحث درباره اتفاقات گذشته و قول‌هايي براي آينده است، قول‌هايي كه قرار است محكم و مردانه باشد.

بعضی از مطبوعات و سایت‌ها این سؤال را می‌کنند که شما که داری پروژه جدید شروع می‌کنی، اصلا چه تضمینی هست که باز این ناقص نماند؟ باز این به تعهداتش عمل کند؟

اینکه همه چیز این کار با من است، مسئولیت تمام و کمال این کار با من است، تهیه‌کنندگی، کارگردانی، اجرای پروژه، ساخت و... و هر آنچه که به این پروژه مربوط است، مسئولیتش با من است.

جوایزش، کیفیتش، به اتمام رساندنش، پخش منظم هفتگی‌اش و هرچه که به این پروژه مربوطه است اینکه این کار را شروع کردم. شاید 2 دلیل داشته باشد.

من یک پروژه‌ای را شروع کردم به نام ویلای من در 44 قسمت.

اصلا مهم‌ترین دلیل شروع یک پروژه جدید، همین بود. ترمیم کردن و پاک کردن هرآنچه که در کار قبلی اتفاق افتاد.

این تنها کاری است که من می‌توانم بکنم. چه کار می‌توانم بکنم دیگر؟

کاری که من الان می‌توانم بکنم این است که با به دست آوردن تجربیاتی از کار قبل که حالا می‌دانم چه‌کار باید بکنم و چکار نباید بکنم، پروژه‌ای را شروع کنم خیلی تر و تمیز، به اتمام برسانم و به تعهداتش عمل کنم.

کار جدید یک کار 44 قسمتی است که هر هفته دو قسمت بیرون می‌آید.

باز این کار را به این دلیل کمتر و سبک‌تر گرفتیم که بتوانیم بهتر مدیریتش کنیم، یعنی 22 هفته این کار پخش خواهد شد، 22 تا دو قسمتی، یک تیم بسیار خوب از بازیگران درجه یک این کار، بازیگران طنز دور هم جمع شدند برای این کار، این کار روی DVD9 تکثیر خواهد شد، DVD9 کیفیتش بسیار بالاتر است، حجمش بسیار بالاتر است و امکانات بسیار وسیع‌تری به ما می‌دهد.

این کار علاوه بر شکل عادی خودش که مثل همیشه بیرون می‌آید، در یک شکل دیگر‌ش دوبله ترکی خواهد شد برای هموطنان ترک زبان ما، در یک شکل دیگر دوبله کردی خواهد شد برای هموطنان کرد زبان ما، یک شکل دیگرش زیرنویس عربی خواهد داشت و یک شکل دیگرش زیرنویس انگلیسی.

و جوایز بسیار متعدد که پخش این جوایز، قرعه‌کشی این جوایز و اهداي این جوایز با موسسه گلرنگ رسانه خواهد بود، شرکت گلرنگ در این زمینه بسیار خوش نام است.

سال‌های سال است که گلرنگ دارد قرعه کشی می‌کند و هزاران هزار جایزه را اهدا کرده و در این زمینه مورد اعتماد مردم است.

اعترافات صمیمانه عارف لرستانی

مجله ایده آل: با عارف لرستاني است خيلي‌ها بعد از سريال «قهوه‌تلخ» آشنا شدند. او با خلوص نيت به سؤالات ما جواب داد و اعتراف كرد كه دروغگويي را معادل كلاهبرداري مي‌‌داند و اگر جايي پايش به دعوا كشيده شود از كتك زدن و خوردن باكي ندارد



مجله ایده آل: با عارف لرستاني است خيلي‌ها بعد از سريال «قهوه‌تلخ» آشنا شدند. او با خلوص نيت به سؤالات ما جواب داد و اعتراف كرد كه دروغگويي را معادل كلاهبرداري مي‌‌داند و اگر جايي پايش به دعوا كشيده شود از كتك زدن و خوردن باكي ندارد. هرچه جلوتر رفتيم تصوير واقعي او را همان‌طور ديديم كه خودش مي‌گفت. گفت‌وگوي ما با عارف لرستاني را بخوانيد و بعد خودتان قضاوت كنيد.

درسی که از دزدیدن یک کرگدن گرفتم

 اگر بخواهي به صورت كلي از خصوصيات اخلاقي‌ات بگويي چه مي‌گويي؟

طبيعتا هيچ‌كس راجع به خودش بد نمي‌گويد. (مي‌خندد) من آدم خوشبيني هستم. سعي مي‌كنم قوانين زندگي را رعايت كنم؛ از راهنمايي و رانندگي گرفته تا قوانين آپارتمان‌نشيني. تلاش مي‌كنم به مردم احترام بگذارم البته شايد يكجايي عصباني هم شوم و نتوانم آنطور كه دلم مي‌خواهد عكس‌العمل نشان دهم اما تمام سعي‌ام را مي‌كنم كه اين اتفاق نيفتد. منظورم اين نيست بگويم كسي هستم كه همه چيز برايم خط‌كشي شده است، نه در يك جاهايي با اينكه دلم مي‌خواهد با اصول رفتار كنم ناخواسته اصولم را زير پا مي‌گذارم من هم مثل هر انساني اشتباه مي‌كنم اما مي‌دانم كه مرتكب اشتباه شده‌ام و به خودم در این موارد حق نمي‌دهم.

آدم‌ها  قانونمند مي‌شوند

مهم‌ترين خصيصه‌اي كه در جامعه رنجت مي‌دهد، چيست؟

بي‌قانوني. مردم ما متاسفانه قوانين را رعايت نمي‌كنند البته اين موضوع هم برمي‌گردد به فشاري كه در زندگي متحمل مي‌شوند. آدم‌هايي كه آرامش ندارند حرف منطقي را هم سخت قبول مي‌كنند. به نظر من منشا اين بي‌قانوني‌ها برمي‌گردد به فشارهايی كه روي مردم هست. نمي‌توان گفت اين مردم آدم‌هاي بدي هستند همين آدم‌ها را اگر در جايي مثل كيش كه قوانين درست اعمال مي‌شود ببينيم متوجه مي‌شويم كه چقدر قانونمند و منطقي هستند.

 حكم صادر نمي‌كنم

 آخرين دروغي كه گفته‌‌اي را يادت هست.


بله. چهارشنبه گذشته دروغ گفتم اما نمي‌توانم بگويم چرا و به چه كسي دروغ گفته‌ام.

اهل قضاوت كردن هستي؟

قضاوت به معناي تحليل بله. در كل كسي هستم كه آدم‌ها را تحليل مي‌كنم اما چيزي كه روي آن تاكيد دارم اين است كه بگويم «به نظر من» اين شخص اشتباه كرده يا درست مي‌گويد. راجع به آدم‌ها هيچ‌وقت حكم نمي‌دهم. مي‌گويم به نظر من اين آدم، آدم درستي هست يا نادرست و اين واژه «به نظر من» را هيچ‌وقت در اول صحبت‌هايم فراموش نمي‌كنم. بله. من هم مثل بقيه راجع به آدم‌هاي ديگر حرف مي‌زنم، قضاوت مي‌كنم و اجازه مي‌دهم ديگران هم مرا قضاوت كنند و درباره من بگويند ولي نمي‌گذارم راجع به من حكم بدهند و بگويند عارف آدم خوبي است يا عارف آدم بدي است. مي‌گويم بگو به نظر من اينطور است.

براي عيدديدني به خانه يكي از اقوام رفته بوديم. بچه آنها يك كرگدن پلاستيكي داشت. من خيلي آن كرگدن را دوست داشتم. هر كاري كردم نتوانستم آن را در جيبم نگذارم.

درسی که از دزدیدن یک کرگدن گرفتم

 تا به حال كلاهبرداري كرده‌اي؟

واقعا سعي كرده‌ام اين كار را انجام ندهم. اگر از دوستانم سؤال كنيد به شما مي‌گويند هميشه به آنها گفته‌ام كه بچه‌ها دروغ همان كلاهبرداري است. معتقدم دروغ بركت را از زندگي مي‌برد. به همه مي‌گويم تو رو خدا بياييد دروغ نگوييم. زماني بود كه با يكي از دوستانم در كاري شركت داشتيم. او هميشه براي توجيه كار دروغ مي‌گفت. من مطمئن بودم آن پروژه به خاطر دروغ‌هايي كه شريك من مي‌گفت، زمين مي‌خورد به اين دليل كه موج منفي وارد پروژه مي‌شد و ديگران متوجه مي‌‌شدند كه او دروغ مي‌گويد. خب، آدم تا يك‌جايي مي‌تواند دروغ بگويد .

خيلي‌ها مي‌گويند لذتي كه در  بخشش هست در انتقام نيست. نظر تو چيست؟

تا دلتان بخواهد آدم‌ها را آسان مي‌بخشم حتي اگر كسي قصد داشته باشد سرم را ببرد وقتي مي‌آيد و مي‌گويد آقا ببخشيد اشتباه كردم مي‌گويم دمت گرم. من بخشيدن را خيلي لذتبخش‌تر از انتقام مي‌دانم وقتي در جايگاه بخشش قرار مي‌گيري يعني بزرگواري.

اگر بخواهي يكي از خصوصيات خودت را پاك كني كدام خصيصه را پاك مي‌كني؟

دلم نمي‌خواهد هيچ‌كدام از خصوصياتم را پاك كنم. فقط دلم مي‌خواهد بتوانم از خود گذشته‌تر از اينكه هستم باشم، خودخواهي نداشته باشم و بتوانم در بعضي مواقع پا روي دلم بگذارم. گاهي اوقات آدم‌ها دچار عارضه منيت مي‌شوند و من هميشه از اين منيت بدم مي‌آمده چه براي خودم و چه براي ديگران. دلم مي‌خواهد يك‌ذره هم خودخواهي نداشته باشم. وقتي زندگينامه آدم‌هاي بزرگ را مي‌خوانم و مي‌بينم اولين قدمي كه برداشته‌اند و باعث بزرگي‌شان شده است از خودگذشتگي‌شان بوده حس مي‌كنم خيلي مواقع خودخواهي مانع پيشروي در كارهايم مي‌شود.

حسادت خصيصه‌اي است كه در همه ما به نسبت كم و زياد وجود دارد. آيا برايت پيش آمده كه نسبت به بازيگر خاصي يا نقش خاصي حسادت كني؟


بله. خيلي پيش آمده است اما من اسم آن را رقابت مي‌گذارم نه حسادت. هميشه تا حدودي از جايگاهي كه در آن قرار گرفته‌ام راضي هستم به اندازه تلاشي كه كرده‌ام جايگاه‌ام به دست آورده‌ام. اما دلم مي‌خواست در كارهاي كارگردانان بزرگي مثل مسعود كيميايي بازي كنم. خب، البته طبيعي است كه هر بازيگري دلش بخواهد يك‌بار جلوي دوربين مسعود كيميايي قرار بگيرد.

بهترين آدمي كه از نظر اخلاقي مي‌شناسي و دوست داري شبيه او باشي چه كسي است؟

پدرم. پدر من خيلي مهربان است. همه زندگي او در خدمت خانواده است و آن از خودگذشتگي كه گفتم را دارد. او بسيار رئوف است. دلم مي‌خواهد مثل او باشم. از نظر من پدرم ته دنياست.

آدم خسيسي هستي؟

به هيچ‌وجه. تا آنجايي كه توانستم نه براي خودم و نه براي ديگران خساست به خرج نداده‌ام. يادم مي‌آيد در مدرسه هر كدام از بچه‌ها كه از وسايل من خوش‌شان مي‌آمد به آنها مي‌دادم. الان هم همين‌طورم اگر كسي چيزي لازم داشته باشد بدون ترديد دريغ نمي‌كنم.

درسی که از دزدیدن یک کرگدن گرفتم

اهل دعوا و كتك‌كاري هستي؟

بله. بچه كه بودم خيلي. يادم مي‌آيد دبيرستاني بودم يك روز ظهر در كوچه خانه‌مان در كرمانشاه به خاطر موضوعي 4 نفر سر من ريختند و تا توانستند مرا زدند. خب، ساعت 2 ظهر بود و كسي آن وقت روز در كوچه نبود كه ما را از هم جدا كند. ما 5 نفر نزديك 10 دقيقه همديگر را كتك زديم. در اين دعوا گوشه‌دندان من شكست اما چون آدم دعوايي بودم كم نياوردم و من هم حسابي آنها را کتک زدم. يك دعواي خيلي معروف هم در محوطه تئاتر شهر داشتم. بعد از اجراي تئاتر چند نفر از اوباش و اراذل آن منطقه براي ما مزاحمت ايجاد كردند كه منجر به يك دعواي مفصل شد. در واقع آن كتك‌كاري آخرين دعواي من تا به امروز است. چشم‌تان روز بد نبيند 12-10 نفر بي‌دليل آمدند و ريختند سر ما و درگیری بدی پیش آمد.

هم كتك مي‌‌‌زنم و هم مي‌خورم

واقعيت دارد كه در دعواها هم كتك مي‌زنی و هم كتك مي‌خوری؟

نكته اين است كه از دعوا نمي‌ترسم البته سعي مي‌كنم هيچ‌وقت شروع‌كننده مشاجرات نباشم اما از آنجايي كه به فيزيكم اعتماد دارم هيچ‌وقت از دعوا نترسيدم ولي هميشه از دعوا بدم مي‌آيد مگر اينكه گريبانم را بگيرد. البته وقتي دعوا شروع شود ديگر نمي‌ترسم و تا ته كتك‌‌كاري پيش مي‌روم.

كردها مردمان بسيار صادق و رفيق‌هاي خوبي هستند

تو اصالتا كرد هستي. از خصايص اخلاقي مردم كرمانشاه برايمان بگو.

كردها مردمان بسيار صادق و رفيق‌هاي خوبي هستند اما مي‌توانند در عين حال دشمنان خطرناكي هم باشند به همان اندازه كه با تو رفاقت مي‌كنند اگر به آنها خيابت كني به همان اندازه كه با تو خوب هستند مي‌توانند خطرناك هم باشند. براي اينكه حق آدم‌ها را رعايت مي‌كنند و وقتي كه تو حق آنها را رعايت نمي‌كني عصباني مي‌شوند و عصبانيت‌شان مي‌تواند خطرناك باشد براي اينكه حق تو را داده‌اند. در كل كردها صفر و صدند، يعني حد وسط ندارند؛ يا خيلي مهربانند يا خيلي خشن.

جوایز سریال «ویلای من» قرعه کشی شد

 

نخستین مراسم قرعه‌کشی جوایز سریال «ویلای من» روز دوشنبه سی‌ام بهمن ماه در هتل بزرگ تهران برگزار شد و برندگان یک ویلا و 777 جایزه نقدی مشخص شدند.در این مراسم برندگان یک ويلا، یک جايزه 10 ميليون تومانی، 4 جایزه 500 هزار توماني و 14 جايزه 200 هزار توماني مشخص شدند.همچنین مقرر شد 758 جايزه 50 هزار توماني، به برندگان تحویل گردد.
جوایز سریال «ویلای من» قرعه کشی شد

نخستین مراسم قرعه‌کشی جوایز سریال «ویلای من» روز دوشنبه سی‌ام بهمن ماه در هتل بزرگ تهران برگزار شد و برندگان یک ویلا و 777 جایزه نقدی مشخص شدند. در این مراسم برندگان یک ويلا، یک جايزه 10 ميليون تومانی، 4 جایزه 500 هزار توماني و 14 جايزه 200 هزار توماني مشخص شدند. همچنین مقرر شد 758 جايزه 50 هزار توماني، به برندگان تحویل گردد.

در این مراسم مهندس مسعود گودرزی، معاون برنامه‌ریزی و توسعه استراتژیک گروه صنعتی گلرنگ به عنوان نخستین سخنران بیان داشت: «سریال ویلای من یکی از فاخرترین و ماندگارترین سریال‌های طنز سال‌های اخیر است. این سریال در شبکه نمایش خانگی با کیفیت برتر، با دو دوبله و پنج زیرنویس بر روی DVD9 عرضه شده و مخاطبان نظم تویع آن را به عینه دیده‌اند. امروز پس از توزیع سه قسمت سریال، جوایز قسمت اول و دوم را تقدیم خواهیم کرد که مجموع جوایز بیش از 130 میلیون تومان خواهد شد. ان‌شاءا... پس از احراز هویت برنده خوش شانس ویلا، ظرف 24 ساعت کلید ویلا در اختیارش قرار خواهد گرفت.»

مهندس مسعود گودرزی ادامه داد: «از تمامی عزیزانی که در این راه ما را همراهی کرده‌اند، تشکر می‌کنم: هنرمندان سریال ویلای من، شرکت صنایع الکترونیک گلرنگ، موسسه گلرنگ رسانه و فروشندگانی که با مشتریان ارتباط گرفتند و این سریال را به نحو احسن در اختیار مخاطبان قرار دادند.» مهران مدیری، تهیه کننده و کارگردان سریال «ویلای من» نیز در این مراسم عنوان داشت: «طبق وعده‌ها همه چیز پاک و پاکیزه انجام می‌گیرد. شبکه نمایش خانگی با خاطرات تلخ و شیرین در این دو سه سال همراه بود اما خیلی خوشحال هستم که امروز در اینجا هستیم و اولین ویلایی را که قول داده‌ایم اهدا می‌کنیم.» مهران مدیری ادامه داد: «از وزارت ارشاد و گروه صنعتی گلرنگ که در این سریال ما را همراهی کردند تشکر و قدردانی می‌کنم. همچنین از تک‌تک بچه‌ها تشکر می‌کنم که اگر هر کدام از آنها نبودند هیچ کاری شکل نمی‌گرفت.» گفتنی است جایزه ویژه این دوره یک باب ویلا بود که پس از قرعه کشی، شماره تلفن همراه برنده اعلام گردید و مهران مدیری با وی تماس گرفت و این خبر را به برنده اعلام کرد.

برنده، مردی مجرد با شغل کارمندی از شهرستان مشهد بود. این هدیه به یکی از شماره تلفن‌های همراهی که کد قرعه‌کشی 13 رقمی هر دو مجموعه اول و دوم را ارسال کرده‌ بودند، تعلق گرفت. دومین قرعه کشی به جوایز فراگیر اختصاص داشت. جوایز فراگیر به تمامی 22 مجموعه سریال ویلای من تعلق می‌گیرد و مهلت ارسال کد قرعه کشی در این جوایز از زمان توزیع یک مجموعه تا زمان توزیع مجموعه بعد است. جوایز فراگیر در هر یک از دو نوبت اول و دوم شامل دو جایزه 500 هزار تومانی، 7 جایزه 200 هزار تومانی و 379 جایزه 50 هزار تومانی است که در این مراسم برندگان دو نوبت اول و دوم مشخص شدند و 776 جایزه به آن‌ها تعلق گرفت. در این مراسم به جوایز برندگان هولوگرامی نیز اشاره شد. لازم به ذکر است که هولوگرام به برچسب امینتی «ستاد حمایت و صيانت از آثار فرهنگی و هنري» گفته می‌شود که روی درب بسته‌بندی سريال قرار دارد و شامل 10 رقم و یک حرف انگلیسی است. برندگان هولوگرامی برنده یک جايزه يك ميليوني و 99 جایزه 50 هزار توماني هستند.

گفتنی است 100 شماره از شماره هولوگرام‌ها در مجموعه سوم اعلام شده است. خریداران می‌بایستی هولوگرام نوشته شده روي بسته‌بندي مجموعه اول را با شماره‌هاي اعلام شده مقايسه می‌کردند. دارنده شماره هولوگرام منطبق بر یکی از اين شماره‌ها برنده يك جايزه‌ي 10 ميليون ريالي شده و همه‌ي كساني كه ارقام شماره‌هاي هولوگرام آنها به غير از رقم 5 و 6 بر اين شماره منطبق بوده، برنده جايزه‌هاي 500 هزار ريالي هستد. شماره برگزيده برنده 10 ميليون ريالي مجموعه اول، شماره 1014934753 بوده است که توسط مسئولین محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از بین شماره هولوگرام‌های مجموعه‌های اول و دوم تعیین شده است. شماره برندگان هولوگرامی مجموعه دوم نیز در مجموعه چهارم اعلام خواهد شد. لازم به ذکر است قرعه‌کشی جوایز ممتاز (ویلا) و جوايز ويژه (جوايز 10 ميليون ریالي) در سه مرحله پس از توزیع مجموعه‌ی دوم، مجموعه یازدهم (کسانی که از سوم پیامک فرستاده‌اند تا یازدهم) و مجموعه بیست‌ودوم (کسانی که از مجموعه یازدهم پیامک فرستاده‌اند تا بیست‌ودوم) از بين شماره تلفن‌های همراهی که کد قرعه‌کشی را ارسال کرده‌اند انجام شده و طی مراسمی جوایز آن اهدا خواهد شد که در این مراسم این جوایز پس از توزیع مجموعه‌ی دوم اهدا شد.

در این مراسم چهره‌های چون: کمند امیرسلیمانی، رابعه اسکویی، برزو ارجمند، عارف لرستانی، پانته‌آ رهنمون، بهرام عظیمی، غلامرضا نیکخواه، نگین معتضدی، مریم کاویانی، سیامک انصاری، رضا فیض نوروزی، منصور سهراب‌پور، خشایار الوند، مهدی ژوله ، مهرداد شکرابی و تهیه‌کنندگان سریال ساخت ایران حضور داشتند. بر اساس این گزارش، در پایان مراسم هر کدام از هنرمندان سریال ویلای من در جملاتی کوتاه، از همکاری با این سریال و مهران مدیری ابراز رضایت و خوشحالی کردند.

جوایز سریال ویلای من قرعه کشی می‌شود

 

در مراسم نخستین قرعه‌کشی جوایز سریال «ویلای من» برندگان یک ویلا و 777 جایزه نقدی مشخص می‌شوند.
در این مراسم که امروز دوشنبه سی‌ام بهمن ماه در هتل بزرگ تهران برگزار شد، طی قرعه‌کشی برندگان یک ويلا، یک جايزه 10 ميليون تومانی، 4 جایزه 500 هزار توماني و 14 جايزه 200 هزار توماني مشخص می‌شوند.
جوایز سریال ویلای من قرعه کشی می‌شود
در مراسم نخستین قرعه‌کشی جوایز سریال «ویلای من» برندگان یک ویلا و 777 جایزه نقدی مشخص می‌شوند.
در این مراسم که امروز دوشنبه سی‌ام بهمن ماه در هتل بزرگ تهران برگزار شد، طی قرعه‌کشی برندگان یک ويلا، یک جايزه 10 ميليون تومانی، 4 جایزه 500 هزار توماني و 14 جايزه 200 هزار توماني مشخص می‌شوند.
همچنین مقرر شد 758 جايزه 50 هزار توماني، به برندگان تحویل می‌گردد.
جایزه ویژه این دوره یک باب ویلا بود که پس از قرعه کشی، شماره تلفن همراه برنده اعلام می‌گردد و با او تماس گرفته می‌شود.
این هدیه به یکی از شماره تلفن‌های همراهی که کد قرعه‌کشی 13 رقمی هر دو مجموعه اول و دوم را ارسال کرده‌ بودند، تعلق می‌گیرد.
دومین قرعه کشی به جوایز فراگیر اختصاص دارد. جوایز فراگیر به تمامی 22 مجموعه سریال ویلای من تعلق می‌گیرد و مهلت ارسال کد قرعه کشی در این جوایز از زمان توزیع یک مجموعه تا زمان توزیع مجموعه بعد است.
جوایز فراگیر در هر یک از دو نوبت اول و دوم شامل دو جایزه 500 هزار تومانی، 7 جایزه 200 هزار تومانی و 379 جایزه 50 هزار تومانی است که در این مراسم برندگان دو نوبت اول و دوم مشخص شدند و 776 جایزه به آن‌ها تعلق می‌گیرد.
در این مراسم به جوایز برندگان هولوگرامی نیز اشاره شد. لازم به ذکر است که هولوگرام به برچسب امینتی «ستاد حمایت و صيانت از آثار فرهنگی و هنري» گفته می‌شود که روی درب بسته‌بندی سريال قرار دارد و شامل 10 رقم و یک حرف انگلیسی است.
برندگان هولوگرامی برنده یک جايزه يك ميليوني و 99 جایزه 50 هزار توماني هستند. گفتنی است 100 شماره از شماره هولوگرام‌ها در مجموعه سوم اعلام شده است. خریداران می‌بایستی هولوگرام نوشته شده روي بسته‌بندي مجموعه اول را با شماره‌هاي اعلام شده مقايسه می‌کردند. دارنده شماره هولوگرام منطبق بر یکی از اين شماره‌ها برنده يك جايزه‌ي 10 ميليون ريالي شده و همه‌ي كساني كه ارقام شماره‌هاي هولوگرام آنها به غير از رقم 5 و 6 بر اين شماره منطبق بوده، برنده جايزه‌هاي 500 هزار ريالي هستند.
شماره برگزيده برنده 10 ميليون ريالي مجموعه اول، شماره 1014934753 است که توسط مسئولین محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از بین شماره هولوگرام‌های مجموعه‌های اول و دوم تعیین شده است.
شماره برندگان هولوگرامی مجموعه دوم نیز در مجموعه چهارم اعلام خواهد شد.
لازم به ذکر است قرعه‌کشی جوایز ممتاز (ویلا) و جوايز ويژه (جوايز 10 ميليون ریالي) در سه مرحله پس از توزیع مجموعه‌ی دوم، مجموعه یازدهم (کسانی که از سوم پیامک فرستاده‌اند تا یازدهم) و مجموعه بیست و دوم (کسانی که از مجموعه یازدهم پیامک فرستاده‌اند تا بیست و دوم) از بين شماره تلفن‌های همراهی که کد قرعه‌کشی را ارسال کرده‌اند انجام شده و طی مراسمی جوایز آن اهدا خواهد شد که در این مراسم این جوایز پس از توزیع مجموعه‌ی دوم اهدا می‌شود.